جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

506

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

در نيمهء اول اين قرن شهرى بود آباد و مرفه و بسيارى از سياحان انگليسى در آنجا از مهمان‌نوازى بنگاه رالى برخوردار شدند . اين بنگاه در آنجا دستگاه وسيعى داشت و مسكن ييلاقى تقريبا به سبك اروپائى فراهم ساخته بود . با از بين رفتن تجارت ابريشم اين دستگاه نيز ورافتاد و رشت رو به انحطاط رفت ، ولى بواسطهء افزايش زراعت و تجارت صادراتى برنج و پنبه موجبات احياى آن فراهم آمد . جمعيت آنجا را درحال‌حاضر بين 25000 و 30000 نفر گفته‌اند . رشت از جهت اينكه دروازهء عمدهء شمالى است همواره محل مهمى خواهد بود بعلاوه مركز تجارتى خود ايالت است كه خالى از اهميت نيست . من باب نمونه بايد گفت كه در سال 1878 كه آخرين سالى است كه آمارى راجع به آن در دسترس است صادرات ولايت گيلان به روسيه از طريق رشت برابر با 192000 ليره بوده و صادرات ساير نقاط ايران از همين راه فقط 4000 ليره كمتر از آن و تجارت داخلى بين رشت و سراسر ايران در همان مدت بالغ بر 143000 ليره بوده است . امكانات اصلاحى - هركس كه تا اينجا مطالب كتابم را تعقيب كرده است شايد اظهار نظرى هم راجع به امكان افزايش و حتى مضاعف كردن تجارت رشت كه فعلا هم مقدار قابل‌توجهى است انتظار دارد ، ولى بايد گفت كه ايرانيان حداقل اقدامات را براى تسهيل تجارت ترانزيتى اين شهر معمول داشته‌اند . روا اينست كه بگوئيم كه در هيچ كشور ديگر دنيا شهرى را با اين همه مزاياى ورودى و خروجى كه دارد تا اين اندازه به حال بيچارگى و آشفتگى رها نكرده‌اند . سد انزلى و مدخل مرداب وسايل محدود بارگيرى در آنجا و راه باريك ورود به پيربازار و جادهء به رشت همه موانع غيرقابل انكارى جهت پيشرفت آزادى مراودت تجارتى بشمار مىرود . در هر كشور ديگر آن سد و مانع را با لاروبى بر طرف و راه ورود كشتىها را به مرداب باز مىكردند و براى باراندازى اسكله مى ساختند و راه باريك فعلى را عريض و عميق مىنمودند و حتى تا رشت كانالى حفر و بالاتر از همه باتلاق و جاده پردرخت را اصلاح و تعمير مىكردند . راه‌آهن